برای وطن
آنچه براي آگاهي هم وطننان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .
نامه عمر
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب
جواب یزدگرد:

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.
آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.
یزدگرد سوم ساسانی
با سپاس فراوان از گروه شتاب کوئست
به آدرس زير سر بزنيد و اعتراض خود را به گوش مسئولين برسانيد .
به تمامي اعضاي كوئست هم كه مي شناسيد اين مطلب را اطلاع دهيد.
از تمامي وبلاگ هاي كوئست هم مي خواهم كه اين مطلب را در وبلاگ خود قرار دهند. از همكاري شما متشكرم.
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=47d01fcc-8ac4-476f-9451-8d3712b4b03a
جالب اينجاست كه تعداد اعتراضات قبل از شما را هم نشان مي دهد. پس همه با هم بپاخيزيد
اين ضرب المثل را به ياد داشته باشيد : قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود.
با تشكر از حميد رضا احمدي فخر و
فعاليت شرکت های هرمی در ايران ممنوع شد
مجلس ايران فعاليت شرکتها و موسسات دارای ساختار هرمی يا شبکه ای مانند گلد کوئيست را ممنوع کرده است.
براساس اين مصوبه، تاسيس، قبول نمايندگی، عضوگيری و ثبتنام در بنگاه، موسسه، گروه يا فهرست اسامی با وعده کسب درآمد ناشی از افزايش اعضا به صورت شبکهای، خواه از طريق عرضه کالا يا خدمات يا اجبار به خريد کالا يا دريافت حق عضويت يا شيوههای مشابه ديگر و خواه از طريق جلب مشتری به عنوان بازارياب يا هر عنوان ديگر يا وعده دريافت کالا يا خدمات رايگان يا به قيمتی کمتر از قيمت واقعی يا دادن درصد (پورسانت) يا توزيع جايزه "اخلال در نظام اقتصادی ايران" محسوب میشود.
همچنين نمايندگان مجلس ايران تصويب کردهاند که کسانی که دست به چنين فعاليت هايی بزنند ، علاوه بر رد مال، به حبس از شش ماه تا سه سال و جزای نقدی به دو برابر اموالی که از طريق مذکور به دست آورده اند، محکوم میشوند.
حدود سه هزار شرکت در دنيا در حال حاضر مشغول انجام کار تخصصی بازاريابی هرمی هستند.
اين نوع بازاريابی که در اصطلاح اقتصادی به "بازار يابی شبکه ای" معروف شده، در سال های اخير در ايران رواج بسياری يافته و جوانان، زنان وحتی خانواده های بسياری را به سمت خود کشانده است.
علت اصلی موفقيت فعاليت اين نوع شرکت ها هم ايده ساده و خوش آب و رنگ "پول بسيار درآوردن با حداقل کوشش ممکن" است.
اما موافقان فعاليت اين شرکت ها می گويند هر کس که در شبکه های هرمی شرکت هايی نظير گلد کوئست فعال بوده، پولی از دست نداده، بلکه در ازای فعاليتش سود مناسب هم به دست آورده است.
حميد، يکی از بازارياب های شرکت گلدکوئست در ايران، که به شدت از فعاليت اين شرکت حمايت می کند، معتقد است که تصميم به ممنوعيت فعاليت شرکت گلدکوئست به دليل آن اتخاذ شده که اين شرکت و سودبرندگان از آن، مالياتی به دولت نمی پردازند.
او می گويد با اين حال فعاليت اين شرکت و بازاريابان چون از طريق اينترنت انجام می شود، ربطی به جمهوری اسلامی ندارد.
استدلال مجلس ايران آن است اين کار سبب اخلال در نظام اقتصادی ايران می شود.
اسماعيل گرامی مقدم، عضوکميسيون صنايع ومعادن مجلس می گويد در فعاليت برخی از اين شرکت ها پول به صورت واقعی رد وبدل می شود، اما کالايی واقعی دادو ستد نمی شود، بنا براين توليدی انجام نمی گيرد وارزش افزوده ای ايجاد نمی شود.
او معتقد که گسترش چنين رويه ای باعث به هم ريختن ثبات بين عرضه و تقاضا می شود و مخل گردش سالم پول در ايران خواهد شد.
درعين حال برخی کارشناسان اقتصادی بر اين باورند که چنين مصوبه ای می تواند به افزايش بيکاری بينجامد.
بيژن بيد آباد، استاد دانشگاه و کارشناس مسايل پولی وبانکی معتقد است که فعاليت اين شرکت ها در شرايط کنونی ايران، نه تنها مخل اقتصاد نيست، بلکه می تواند از ميزان بيکاری رو به گسترش در جامعه بکاهد.
به گفته وی در قبال جا به جا شدن سرمايه در اين مجموعه ها ،" به نوعی" کار وخدمات مختلف ايجاد می شود و آثار مثبت اجتماعی و اقتصادی فعاليت اين شرکت ها به مراتب بيشتر از ضررهای آن است.
آقای بيد آباد معتقد است که اقدام مجلس برای ممنوع کردن فعاليت اين نوع شرکت ها موجب افزايش ناامنی اقتصادی و زيرزمينی شدن فعاليت های پولی و مالی جوانان می شود و آنان را به مخفی کردن فعاليت های اقتصادی شان تشويق می کند.
در روز تصويب اين قانون در مجلس ايران، نمايندگان برخی از شرکت های بازاريابی شبکه ای يا هرمی در مجلس حاضر شدند واعتراض خود را نسبت به تصويب اين قانون اعلام کردند. برخی نمايندگان مجلس می گويند که در تصويب جزييات و بندهای اين قانون به اين مسئله توجه خواهد شد و همه شرکت ها به يک چوب رانده نمی شوند.
آقای گرامی مقدم معتقد است که فعاليت همه شرکتهای بازاريابی شبکه ای نبايد ممنوع شود و آن هايی که فعاليت به گفته وی "سالم" دارند، با يد به کار خود ادامه دهند.
منبع : BBC Persian و وبلاگ بالهاي قدرت
http://b-team.blogfa.com
باسلام و خسته نباشی خدمت مدیریت وبلاگ
می خاستم خدمت جنابعالی برسانم که نتورک مارکتینگ چیز جدیدی نیست و اگر اشتباه نکنم چیزی حدود 3 برابر عمر این عزیزمخالف را دارد و کسی که نتورک مارکتینگ را درک کند غیر ممکن است که کمپانی گلد کوئست را نتواند درک کند چون کمپانی گلد کوئست بزرگترین کمپانی بعد از امویز در جهان است و اولین کمپانی است که در جهان تمام اصول نتورک را رعایت میکند و دادگاه آی .عی .سی تائیدش کرده است پس این عزیز مخالف با کمی تحقیق میتواند در رابطه با نتورک مارکتینگ وکمپانی گلد کوئست جواب همه سوالهای خود را بگیرد چون کمپانی گلد کوئست کمپانی پیش پا افتاده ای نیست که بگوئیم باکمی تحقیق نتواند جواب سوالهای خود را بگیرد کمپانی گلد کوئست در سطح بین لملل کار میکند کمپانی شناخته شده ای است
فقط با کمی تحقیق فقط یکم به خودتان زحمت بدهید اندازه همین (.)
باید به ارض مدیریت وبلاگ برسانم که در جواب این عزیزان بگوئید فقط خودتان بروید تحقیق کنید چون ما نه وقت داریم و نه با کسی بحث داریم
این عزیز مخالف آنطور که روی صفحه اصی وبلاگ چیز نا چیزی مطالعه کردم فهمیدم که حتی سوال خود را نمی داند چگونه بیان کند که جوابش را بگیرد
من مطمئنم که این عزیز و امثال اینها حتی اگر جواب همه سوالهای خود را هم بگیرند باز هم بهانه های بنی اسرائیلی میآورند
همینها وامثال اینها باعث شده اند که فرهنگ ایران 100 سال عقب بییفتد
چون این عزیزان جزو انهایی هستند که یا سیبیلشان چرب نمیشوند یا منافع خودشان در خطر هستند یا درکشان خییییییییییییلی پائین است
باز همان ضربلمثل که میگوید
برای ادم بهانه گیر بهانه زیاد است
باز هم باید به ارض مدیریت وبلاگ برسانم که شما باید سعی کنید جواب سوال را بدهید نه جواب بهانه را
خواهشمندم که این متن را در صفحه اصلی وبلاگ وارد نمائید
وسلام
همچنین مجموعه سکه نقره تاج محل به همراه سکه طلای اهرام ثلاثه دیگر محصول کمپانی با قیمت .۵۲۰ دلار میباشد![]()
منبع:http://hamadangqi.blogfa.com
برای دریافت اطلاعات بیشتر میتونید با این ID تماس بگیرید.
nima_yjm
و اما 11 دليل عبارتند از :
1- مقايسه
اين همان ماجراي واقعي نمايشنامة مرگ دستفروش[1] است. مقايسه يعني رقابت و شما هرگز نميخواهيد با مشتري، مشتري احتمالي، خانواده يا اقوام خود رقابت داشته باشيد. "حرفي كه گفته ميشود به اندازه آنچه قبلاً شنيدهام خوب نيست. بهتر است فراموشش كنم". اما آنچه واقعاً فراموش ميكنيد، شنيدن است. فقط گوش دهيد. از ارزيابي گوينده پرهيز كرده و تمركز خود را معطوف شنيدن پيام نماييد.
2- خروج از گفتگو
براي خارج شدن از گفتگو و تغيير موضوع، راحتترين راه اين نيست كه به گوينده بگوييد : حرفهايت برايم مهم نيست (و بنابراين خودت نيز برايم مهم نيستي!). اگر نميدانيد سخنان گوينده تمام شده است يا خير بهتر است يك سؤال مناسب از او بپرسيد مانند "آيا حرفهايت تمام شد؟" يا "آيا هر چه ميخواستي بگويي گفتي؟". اگر جواب مثبت بود ميتوانيد موضوع صحبت را عوض كنيد. البته بهتر است كه شما موضوع صحبت را عوض نكرده و به گوينده اجازه دهيد تا اين كار را انجام دهد. اگر نميتوانيد حتي يك ثانيه ديگر به گفتگو ادامه دهيد از گوينده اجازه بگيريد. مثلاً بگوييد "دوست من ميخواهم موضوع صحبت را عوض كنم. بهنظر شما ايرادي ندارد؟".
3- خيال پردازي
بارها شنيده يا گفتهايم "عذر ميخواهم. چه ميگفتي؟" يا "ميشود دوباره تكرار كني؟" يا "چه؟ اوه، متأسفم. گوش نميدادم". عالي است! در اين حالت چه رابطهاي ميتواند بين شما و گوينده بهوجود بيايد؟ گوينده بهوضوح حس ميكند كه اهميتي برايش قائل نيستيد. شايد هم فكر كند از او ميخواهيد به صحبت ادامه نداده و برود. اين اصلاً خوب نيست. گاهي ميخواهيد درباره حرفهايي كه گوينده به شما ميگويد فكر كنيد. بسيار خوب. گفتگوي را متوقف كرده و بگوييد "چند لحظه اجازه بدهيد. ميخواهم درباره حرفهايي كه گفتيد فكر كنم". گفتن اين جمله يعني براي گوينده اهميت قائل شدهايد. گوينده نيز در عوض به شما احترام گذاشته و شما را دوست خواهد داشت.
4- مشاجره
در يك گفتگو چه چيزي ميتواند آزار دهندهتر و بدتر از اين باشد كه طرف مقابل به شما بگويد "مال من از مال تو بهتر است" ؟ اگر خواهان يه دشمن صد در صد و آني هستيد با طرف مقابل خود چنين برخوردهايي داشته باشيد : با او مخالفت كنيد، او را تأييد نكنيد، او را در معرض چالش قرار دهيد، تحقيرش كنيد، به او محل نگذاريد، جوابش را بدهيد و او را زير سلطه خود بگيريد! اگر بهنظر شما صحبتهايش "غلط" است، ايرادي ندارد به او بگوييد حرفهايش را شنيديد و ميخواهيد نظرات خود را بيان كنيد. مخالفت، بخشي از برقراري رابطه است؛ بهشرطي كه هر دو طرف ابتدا به حرفهاي يكديگر گوش دهند.
5- پالودن
ما همگي محصول آموزههاي منحصر بهفرد خويشيم. خيلي سخت است حرفهايي از ديگران بشنويم كه از فيلتر شخصي تجربيات، گرايشها، ديدگاهها و نظرات آنها گذشته و براي ما گفته ميشود. ولي زماني كه در اين موقعيت قرار ميگيريم و آنها براي حرف ميزنند آيا به آنها گوش ميدهيم؟ يا آنچه گفته ميشود را در معرض قضاوت و ارزيابي شخصي خود قرار ميدهيد؟ در هنگام گوش دادن، تفسير خود را از آنچه ميشنويد كنار بگذاريد. اگر اين كار را نكنيد فقط به آنچه ميخواهيد گوش خواهيد داد.
6- همانند پنداري
اغلب شنيده يا گفتهايم "اين با فلان موضوع يكي است" يا "تو كاملاً مثل من هستي" يا "بزرگان مانند هم فكر ميكنند".
در واقع بزرگان اغلب مخالف يكديگر فكر ميكنند تا موافق هم. نظرات آنها اينچنين رشد كرده است : آنها نظرات مختلف را بيان كردند، برداشتهايشان مورد بحث قرار گرفت و نظرات و مسيرهاي جديدي از دل نظرات قبلي متولد شدند.
البته بسيار جالب است كه دوستي همدل و همرأي بيابيد. ولي بسيار مراقب و آگاه باشيد كه چگونه در مقام موافقت يا مخالفت به ديگران گوش ميدهيد. اگر فقط آنچه را همانند خود ميپنداريد گوش دهيد در پايان گفتگو، تنها و بدون كسب دانش خواهيد ماند. اين را هم در نظر داشته باشيد كه ميتوانيد با همه چيز و همه كس همانند و همسان باشيد. اين تنها وقتي ممكن است كه خوب و درست به ديگران گوش دهيد.
7- تعبير كردن
ما همه چيز را خودمان ميسازيم. اين واقعيتي ژرف و بغرنج است. وقتي فردي ميگويد "آبي"، چه طيفي از رنگ آبي در ذهن شما نقش ميبندد؟ آيا آبيِ شما با آبيِ گوينده يكي است؟ ما همه چيز را تعبير و تفسير ميكنيم. ممكن است دو دانشمند كه يك آزمايش مشخص را مشاهده ميكنند در نهايت به نتايج مختلفي برسند.
نبايد تعبير كنيد. بلكه بايد به گوينده گوش داده و بررسي كنيد كه منظور واقعي او چيست.
8- فكر خواني
مايك نيكولز كارگردان و نمايشنامه نويس برنده جايزه اسكار ميگويد : تو هرگز آنچه ميگويم را نخواهي فهميد و من هرگز آنچه تو ميگويي را نخواهم فهميد.
پس چرا سعي كنيم ذهن يكديگر را بخوانيم؟ دانستن آنچه ديگري فكر ميكند در واقع احمقانه است! ما نميتوانيم ذهن و فكر يكديگر را بخوانيم. ما نميتوانيم از افكار و احساسات يكديگر آگاه باشيم. فقط گاهي شايد بتوانيم با ديگري همدل بوده و درونيافتهايي داشته باشيم. آن هم وقتي بهاصطلاح روي يك طول موج باشيم. هميشه بهتر از گوينده منظورش را بپرسيد. همه ما از ديدن شعبدهبازاني كه ذهن خواني ميكنند لذت ميبريم. ولي آيا گوينده (شريك كاري ما) ميخواهد ذهنش را بخوانيم؟
9- دلجويي يا مماشات كاذب
اگر وقتي در حال صحبت كردن هستيد، فرد مقابل مرتباً سر خود را بهنشانه تأييد تكان دهد چگونه ميتوانيد احساس راحتي و امنيت داشته باشيد؟ معمولاً اين كار، مشمئز كننده است! اگر با گول زدن ديگران بخواهيد از مخالفت و تضاد با آنها دوري كنيد، ديگران در برابر شما جبهه خواهند گرفت. آنها به شما اعتماد نكرده و در كنار شما احساس امنيت و راحتي نميكنند. اگر واقعاً ميخواهيد شاد باشيد پس لبخند بزنيد و گوش دهيد. بهزودي در خواهيد يافت كه نميتوانيد افكار منفي در سر داشته باشيد و لبخندي كشيده بر لب بياوريد. امتحان كنيد.
10- طرح ريزي
اگر نقشه يا طرحي از پيش تعيين شده براي گفتگو در ذهن داريد -مانند طرح يك داستان يا نمايشنامه- شما گوش نميدهيد. اگر اين كار را انجام دهيد نميتوانيد واقعاً به ديگران گوش دهيد. در اين حالت شما درگير هدايت گفتگو در جهت طرح از پيش تعيين شده خود هستيد. اگر به ديد بد به اين كار بنگريم، از طرحريزي ميتوان براي تشريح زماني استفاده كرد كه فرد، نقشه يا حيلهاي پنهاني در سر دارد و ميخواهد نتيجه گفتگو را هدايت و كنترل كند. در هر دو مورد رسيدن به يك گفتگوي سالم، خيالي بيش نيست. اگر طرح گفتگو را از پيش در ذهن خود ريخته باشيد، ممكن نيست صادقانه به حرفهاي گوينده گوش دهيد.
11- واگويي
وقتي داريد به آنچه ميخواهيد پس از گوينده بگوييد فكر ميكنيد، حرفهاي گوينده را نميشنويد -حتي اندك-. اين كار نوعي مشاجره است. اگر شنونده بيشتر به خود و آنچه ميخواهد بيدرنگ به گوينده بگويد توجه نمايد، از نظر گوينده به او اهميت نداده و توهين كرده است.
تنها كاري كه بايد انجام دهيد، گوش دادن است.
سكوت را شكست و گفت : به من بگين كيا اين اصل قديمي بازاريابي شبكهايرو كه ميگه ساده و قابل همانندسازي نگهش دار قبول دارن؟
برخي با صداي بلند اعلام موافقت كردند و برخي دست خود را بالا بردند.
- خوبه. منم همينطور. حالا يه چيزي ميگم، ببينين قبولش دارين يا نه. يه مربي عالي كه دوست منم هست بهنام كريس مِيجِر[1]، اين مطلبرو برام روشن كرد. كريس، راهبري و كار گروهيرو به بسياري از شركتهاي بزرگ دنيا مانند AT&T، Intel و Nike، نيروهاي ويژه ارتش و قهرمانان المپيك آموزش ميده. كريس به من ياد داد، ما سه كار در بازاريابي شبكهاي انجام ميديم. فقط سه كار. اول اينكه از جسممون استفاده ميكنيم.
به تمام حضار نگاه كرد. ميديدم كه همه متوجه او هستند ولي دقيقاً نميدانند حرفهايش به كجا ختم خواهد شد. من نيز نميدانستم. پس با دقت بيشتري به او گوش سپردم.
ادامه داد : چون ما به بدنمون نياز داريم و براي انجام كارها بهش متكي هستيم بايد ازش خوب نگهداري كنيم. در تمام مدتي كه توي اين حرفه بودم نديدم يه آدم مرده به مؤفقيت رسيده باشه (لبخند زد و حضار خنديدند). با اينكه داستانهايي اميدبخش وجود داره از افراد بيماري كه با كمك بالاسريها و زيرمجموعههاشون حتي در بستر بيماري تونستن به مؤفقيت برسن ولي اينجور افراد، خيلي نادر هستن. اينطور فكر نميكنيد؟
همه متوجه منظور او شديم.
با شور و هيجان گفت : سلامتي شما ارتباط تنگاتنگي با مؤفقيتتون در اين حرفه داره. نميتونين يه سازمان بزرگرو توسعه بدين در حالي كه بدنتون اونقدر خسته و ناتوانه كه حال ندارين در جلسات و تمرينات شركت كنين يا اونقدر بيجون شدين كه نميتونين ساعت 3 بعد از ظهر به تلفن جواب بدين -چون باعث صرف انرژيتون ميشه-. اگه بدنتون هميشه مريض باشه، در اين كار يا هر كار ديگهاي به مؤفقيت نميرسين. وقتي سرما بخورين نميتونين كار رو معرفي كنين. وقتي سر درد داشته باشين نميتونين براي پي گيريها، تلفن بزنين. وقتي كمرتون درد كنه نميتونين به جلسات برين. دارم درباره تمام بدنتون حرف ميزنم. اگه از نظر رواني و عاطفي، سالم نباشين، اگه بدنتون عصباني باشه و نتونين با مردم كنار بياين يا اگر بدنتون اونقدر نگران و ترسيده باشه كه نتونين خطر كنين و خودتونرو بندازين وسط يه ماجراي ناشناخته، نميتونين توي بازاريابي شبكهاي مؤفق باشين. و اگر بدنتون حريص باشه -ميدونين منظورم چيه. يعني بيش از اونچه كه لياقت دارين بخواين- يا خودخواه باشه، اگه غرور بدنتون خارج از كنترله، اگه رفتارتون درست و كامل نباشه، نميتونين در اين حرفه، يه ليدر باشين. شايد يه مدتي به مؤفقيت برسي ولي اين مؤفقيت، هميشگي نيست.
در اين لحظه همه با دقت گوش ميكردند.
- اين صنعت داراي يه ساختاري ذاتييه كه ماية سربلندي افراد و ارزشهاشون ميشه. اگه احمق يا اهل دوز و كلك يا فقط به فكر خودتون هستيد، اين كار شما رو به بيرون تُف ميكنه! (جمله آخر را با صداي بلند و تمام وجود گفت). آدمايي كه سالم نيستن و در بازاريابي شبكهاي به مؤفقيت نرسيدن.
از لبه سن پايين پريد و بين رديف صندليها قدم زد. به چهره تكتك حضار نگاه كرد.
گفت : ميبينين. براي مؤفقيت در حرفه، جداً بايد يه بدن سالم داشته باشين. اگه نداشته باشين، نميتونين مؤفق باشين. بايد از تمام بدنتون مراقبت كنيد. بايد از سلامت بدن فيزيكي، بدن رواني، بدن عاطفي، بدن روحيتون مراقبت كنيد. آيا كسي اينجا هستن كه فكر كنه حرفاي من درست نيست؟

***دفتر نمايندگی تهران در حال وارد کردن ۱۰۰۰۰ محصول جديد است که از اين تعداد در حال حاضر ۴۰۰۰ تا در گمرک و ۶۰۰۰ تا هم در العين آماده ارسال است.
در ضمن آدرس شيپ محصولات در رسيد خريد به آدرس منزل شما تغيير کرده٫ در واقع به نظر ميرسه شيپینگ آدرس در حذف شده باشه. منبع:http://questopen.persianblog.com/
*** اولین دانشگاه تخصصی نتورک مارکتینگ
کمپانی به دنبال رشد سریعتر ، و بیش از پیش از چند ماه پیش اولین دانشگاه تخصصی نتورک مارکتینگ جهان ، توسط کمپانی Qi و با نظارت V-team ، افتتاح شد ( GITA ) در این دانشگاه فیزیکی ، افراد از سراسر دنیا جمع میشوند و به صورت متمرکز و تخصصی درس نتورک مارکتینگ میخوانند . البته در حال حاضر تنها کسانی که در کمپانی QI عضو باشند ، اجازهی حضور و ثبت نام در GITA را دارند . اساتید این دانشگاه همگی از نتورکرها و لیدر های بزرگ دنیا میباشند که توسط خود V-team نیز مجددآ به صورت علمی دورههای لازم را گذراندهاند ، و اجازهی تدریس در این دانشگاه را به دست آوردهاند. نکتهی جالب اینجاست که فارغ التحصیلان این دانشگاه باید به عنوان پایان نامهی تحصیلی خود ، طرحی را به کمپانی Qi عرضه کنند که در این طرحها باید نوآوری رعایت شده باشد و در زمینه های جدید علم نتورک تحقیق و بررسی کرده باشند. بی شک فارغ التحصیلان این دانشگاه ، به خاطر چندین سال تحصیل در رشته ی نتورک مارکتینگ سطح اطلاعاتی بالایی در زمینهی این علم خواهند داشت و طرحهای آنها میتواند ایدههای موثر و مفیدی ، در راستای نزدیکتر شدن Qi به اهدافش داشته باشد. پس در واقع در این دانشگاه افرادی با اطلاعات بالا برای کمک به کمپانی Qi تربیت میشوند و دانشگاه ، خود به یک مرکز تحقیقاتی و نظارتی ، برای Qi تبدیل میشود.